| تبليغات | X |

لبخند گم شده | |
يادداشت 4سلام امروز 3 روزه كه ميلاد رفته با تمام ارزوها، اميدها و تمام اون چيزايي ه دوست داشت يا نداشت، اهميت داشت يا نداشت حالا اين خاك سرد سر سياه زمستون ميتونه قلب عاشقش رو كه داشت ميسوخت كمي آرامش بده و خنك كنه اما حالا ندا چيكار كنه؟ حالا ندا چطور خودشو تسكين بده ... حالا ديگه به عشق كي زندگي كنه، بخنده و منتظر عمه اينا باشه كه برن اصفهان؟؟؟ خداييا .شكرت خدايا نميخوام تو كارت « چرا؟؟» بيارم چون حتما حكمتي داشته كه تو اينكارو كردي پس راضيم به رضاي تو همش دنبال واژه ميگردم كه وقتي ندا اومد بهش بگم شايد ارومش كنم نميدونم بايد براي كدومشون غصه بخورم ...براي ميلاد كه پاره تن عمه ام بود و همه عشق و اميدش يا براي ندا كه پاره تن خواهرمه ... يا براي خودم كه دارم ميبينم دوتا عزيزم ......... *********** امروز خدارو بيشتر از هميشه شكر ميكنم چون اگر ندارمت حداقل ميدونم هستي و داري نفس ميكشي حضورت رو كنارم حس ميكنم و صداي نفسهات رو ميشنوم ميدونم كه با اينكه مال من نيستي ديگه اما شادي و زندگيت رو ميكني هستي و ميدوارم هميشه باشي از اينكه براي من نيستي غم عالم رو دارم اما از اينكه با وجود اينكه با من نيستي ميتونم صداي نفسهات رو بشنوم از اينكه ميتونم راه رفتنت رو ببينم از اينكه ممكنه تصادفي دستمون به دست هم بخوره و من يه بار ديگه پوستت رو لمس كنم و تو رو حس كنم از اينكه صداتو ميشنوم از اينكه گاهي نگاهمون به هم گره ميخوره از اينكه لبخند ها و خنده هات رو ميبينم از اينكه با بقيه شادي ميكني و ................ از اينكه. از اينكه ...... از اينكه ............ واسه همه همه اينا : خدايا هزاران بار شكرت خدايا راضيم به رضاي تو خدايا اگه تو بخواي من سگ كي باشم كه مخالفت كنم با خواسته تو خدايا خيلي مهربوني خدايا خيلي بزرگي خدايا هيچ كسي رو ندارم كه اونو بهش بسپارم جز تو خدايا مراقبش باش و نزار هيچ وقت چشمش نمناك و لبش لرزون بشه خدايا همه بغضهاشو به من بده و همه شاديهاي منو به اون خدايا گره غصه رو از قلبش باز كن و حنجرش رو براي قهقهه صاف كن نه براي هق هق خدايا ... خدايا ... خدايا ... خدايا براش خدايي كن مثل هميشه و با نگاهي كه عاشق به معشوقش نگاه ميكنه ببينش امين تو رو به خدا ميسپارم اميدوارم همه لحظاتت شاد و سبز باشهيادداشت 3بگو ميخواي ديوونم كني ديگه بگو ميخواي سر به بيابون بزارم اخه چرا؟ اين بازي تلخ و احمقانه رو نميخواي تموم كني؟ امين بگو اخه من چيكار كردم؟ چرا با من اينكارو ميكني؟؟؟ اگه من بدم چرا تمام مطالبي رو كه اين ذهن خسته ام برات بيرون ميريزه توي اون بلاگت ميزاري و اگر خوبم چرا با من اينهمه سرد و بي تفاوت رفتار ميكني مغزم داره منفجر ميشه از اينهمه عجز و ناله و التماس خسته شدم خدايا خيلي دلتنگم دلم ميخواد برم پيش امام رضا كمكم كن برميادداشت 2سلام بابا چي ميخوايد از جونم چرا دس از سرم بر نميداريد مثل كنه چشبيديد به من هر جا شما ميريد منم بايد بيام هر كاري ضشما ميخوايد بايد بكنم هموني رو بگم كه شما ميگيد هموني رو بخورم كه شما ميخوريد همون ... شما همون ... شما همون ... شما بابا من حالم از اين زندگي بهم ميخوره من خودمم ميخوام خودمم بمونم من ادمم خودم براي خودم تصميم ميگيرم خودم ميخوام اختيار دار خودم باشم من نميخوام مثل بز اخفش دنبال شما بدو ام و هر كاري شما خواستيد بكنم ميدوني چرا؟ چون شما فقط به خودتون فكر ميكنيد من ارامش ميخوام من ميخوام تنها باشم نميخوام مثل اپاچيا دورم بريزيد حوصله سرو صداتونو ندارم مامان خانوم من ميدونم تو از چي ميترسي اما ................. كفرمو در بياري همون كاري رو ميكنم كه خودم دلم ميخواد من دلم نميخواد بيام مهموني من از شلوغي بيزارم من از سئوال كردن متنفرم من از سئوال جواب دادن عقم ميگيره من از اينهمه ادم كه مثل ديوونه ها هر كي يه چيزي ميگه از صداي ساغر از عر و عور امير سامان از جيغاي رايا و از گريه هاي رُهام از بازيگوشياي عليرضا جر و بحثهاي پدرانه - پسرانه و پچ پچاي زنانه حالم بهم ميخوره ........ خسته شدم داريد يه كاري ميكنيد سر به بيابون بزارم ها.................... دست از سرم برداريد ديوونم كرديد بابا{ آخرین صفحه } { صفحه 2 از8 } { صفحه بعدی } |
گويا تقدير من چنين است كه در پي روزهاي گذشته حسرت بخورم اما هرگز نميدانم اين حسرت براي گذر عمرم است يا فنا شدن صداقتم.من فاحشه نيشتم من يك قديسه نيستم .من زنم ، سرشار از احساس و آرزو.
صفحه اصلیدرباره من آرشیو دوستان آلبوم تصاویر پیوند هاراوی قصهشهرام ژیگولو امير امير- تنها ترين سردار يوسف هديه پدرام آرشیو موضوعیياد داشتاشعار آب دوغ خياري آخرین پست هايادداشت 7يادداشت6 يادداشت5 يادداشت 4 يادداشت 3 دوستان |